Monday, 14 May 2007

قليان به عنوان يکی از منابع شیوع سل ریوی

قلیان به عنوان یکی از منابع شیوع سل ریوی


تحقیقاتی اخیری که پزشکان انجام داده اند؛ نشان دهنده این مطلب است که ستفاده مشترک از یک قلیان، ریسک مبتلا شدن به سل شش(ریوی) را بالا می برد. این تحقیقات همچنین نشان داده است که ریسک سرایت بیماری سل از طریق استفاده از قلیان مشترک کمتر از راههای مسری دیگر نیست. به همین خاطر مهم است که نکات زیر مورد توجه قرار گیرد : 1- ردیابی منبع سرایت 2- آگاهی عمومی ریسک مبتلا شدن به بیماری سل از طریق استفاده مشترک قلیان. *

لازم به یادآوری است که قلیان کشیدن طبق نوشته های موجود در دوره صفویان در ایران رایج شده و کم کم تبدیل به عادت گشته و در ابتدا از خانه ها شروع و به تدریج کشیدن قلیان در قهوه خانه ها هم مرسوم شد. اهلی شیرازی که ظاهرا در سال 942 هجری در گذشته، در وصف قلیان چنین گفته:

قلیان ز لب تو بهره ور می گردد نی در دهن تو نیشکر می گردد

بر گرد رخ تو دود تنباکو نیست ابریست که برگرد قمر می گردد

"شاه عباس با انکه مخالف سرسخت تنباکو و قلیان بود و سعی فراوان کرد که مگر این عادت ناپسند را، از ایران براندازد، ولی موفق نشد، در اواخر پادشاهی او کشیدن قلیان و چپق به قدری مرسوم شده بود که اعیان و سران دولتی حتی در سواری وگردش و سفر قلیان همراه میبردند وهمچنان سواره میکشیدند.

نوشته اند که شاه عباس یک روز که جمعی از سران کشور در مجلسی میهمان وی بودند، دستور داد تا همهّ سر قلیانها را با پهن خشک و کوبیده اسب، چاق کردند و برای سرداران و میهمانانی که قلیان می کشیدند به مجلس آوردند، سپس رو به ایشان کرد و گفت:"ببینید که این تنباکو چطور است؟ آن را وزیر همدان برای من فرستاده و مدعی است که بهترین تنباکوی دنیاست". همه کشیدند و تعریف کردند.... آنگاه شاه رو به قورچی باشی کرد و گفت:" میل دارم عقیده خود را بدون تعارف بگویی". قورچی باشی گفت:" به سر مقدس قبله عالم که از هزار گل خوشبوتر است. شاه نظری به تحقیر بر او افکند وگفت:"مرده شوی چیزی را ببرد که نمی توان آن را از پهن تشخیص داد".#

# تاریخ اجتماعی ایران، جلد هفتم، مرتضی راوندی چاپ دوم

* Organ of danish medical association, Feb. ۲۰۰۶

مجید شهریاری

قاضي و مرده شوی

شخصی پیشی قاضی شد و بر کسی دعوی کرد. قاضی از او گواه طلبید. مدعی شخصی را به گواهی آورد. قاضی از او پرسید: هیچ مسـله دانی؟ گفت: آنقدر که شرح نتوان کرد.

قاضی پرسید: هرگز مرده شویی کرده ای؟

گفت: آن خود هنر آبا و اجداد منست.

پرسید: چون مرده شویُی و کفن کنی و در تابوت نهی چه گویی؟

گفت: گوییم خوش مر تورا که بمردی و جان سلامت ببردی تا تورا پیش قاضی نباید شد وگواهی نباید داد.

فخرالدین علی صفی

Sunday, 13 May 2007

توانبخشی بيماران قلبی

فرادی که دچار انفارکتوس قلبی می شوند، با شرکت در یک برنامه توانبخشی ریسک بیماری های قلبی بعدی و مرگ و میر خود را کاهش می دهند. توانبخشی بیماران قلبی در کلینکهای دولتی وخصوصیانجام می گیرد. پروسه توانبخشی حدودا چند ماه طول می کشد. یک تیم متشکل از پزشک، پرستار، فیزیوتراپ و کارشناس تغذیه عهده دار این امر می باشند. یکی از برنامه های این تیم ارزیابی فاکتورهای ریسک در بیماران قلبی می باشد و به همین خاطر پزشک در یک مشاوره حضوری Consultation) ( با بیمار به بررسی این ریسکها می پردازد.

بطور کلی می توان گفت ؛ هر که بامش بیش، برفش بیشتر، یعنی هر چقدر فاکتورهای ریسک زیادتر باشد؛ به وخامت و بدی دورنمای (prognose ) بیماری می افزاید. فرد بیمار می تواند در رفع و کاهش بعضی از این ریسکها با راهنمایی تیم توانبخشی نقش فعالی داشته باشد، برای مثال:

استعمال دخانیات

چاقی و تغذیه ناسالم

عدم فعالیت های فیزیکی روزانه

استرس

ریسکهایی که برای کاهش آنها به کمک پزشک نیاز است:

فشار خون بالا

بالا بودن چربی در خون

بیماری قند

سیندروم سوخت و ساز

لازم یه تذکر است افرادی که غده های چربی چند میلیمتری در پشت پلک ) (Xanthelasma یا در

زرد پی آشیل مشاهده می کنند بهتر است به پزشک مراجعه کنند و چربی خون خود را آزمایش کنند.

همچنین افراد جوانی که یک حلقه رسوبی و شیری رنگ ) (Arcus cornea در اطراف قرنیه خود

مشاهده می کنند احتمال این وجود دارد که چربی خون آنها بالا باشد. نا گفته نماند که این علامت

درخیلی از افراد مسن معمولی است و دلیل بر افزایش چربی خون نیست.

مجید شهریاری